أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

653

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

« عبوثران » اختلاف لغات است ، چون عبوثران و عبوثران به فتح و ضم « ثاء » و عبيثران 3 نيز گفته‌اند . لحيانى گويد : عبيثران نباتى است كه بوى او خوش بود و بر اطراف او خارها باشد كه چون در جامه تعلق كند ، استدن جامه از خارهاى او دشوار باشد . پولس گويد : عبوثران سه نوع است ، دو نوع از او ميوه‌دار است و يك نوع از او آن است كه او را ميوه‌اى نيست . آن دو نوع كه ميوه‌دار است ، طبع را نرم كند و اخلاط بد را از باطن بيرون كند 4 . ( 1 ) . به عربى يعنى « درخت مريم » . چند گياه به اين نام معروف است : Cyclamen europaeum L . ، Pyrethrum parthenium SM . , Anastatica hierochuntica L . ؛ ابو منصور ، 349 ؛ ابن سينا ، 698 ؛ ميمون ، 364 ؛ عيسى ، 6 15 ، 6 48 ، 12 63 ؛ I , Dozy ، 730 . برخىها مىپندارند كه اين Rosmarinus officinalis L . است ؛ سراپيون ، 520 . ( 2 ) . عبوثران ، قس . لسان العرب ، IV ، 533 ؛ II , Dozy ، 90 . طبق عيسى ، ( 12 157 ) اين Rosmarinus officinalis L . است . برخىها مىپندارند كه اصل آن يونانى - Artemisia abrotanum L . است ؛ I , Low ، 381 ؛ ميمون ، 337 . ( 3 ) . عبيثران ، قس . لسان العرب ، IV ، 533 . ( 4 ) . سپس در بخش خاصيت در ضمن اشاره مىكند : « ارجانى گويد : او را بخور مريم نيز گويند » ؛ نك . شمارهء 135 . 602 . شجرة البقّ 1 ارجانى گويد : طبع شجرة البق سرد و خشك است و به اين معنى جراحت‌هاى تر را خشك گرداند و نيكو كند و علتى كه پوست اندام را بكند چون بهق 2 و مانند آن ، جمله را سود دارد چون به سركه آميخته شود و علاج كرده آيد . اگر پوست اين درخت را به موضع جراحت ببندند چنان‌كه شكسته‌بند بندد ، هر عضو شكسته و جراحت را نيكو كند 3 . ( 1 ) . Ulmus Campestris L . ؛ سراپيون ، 154 ؛ ابو منصور ، 352 ؛ ابن سينا ، 716 ؛ ميمون ، 91 ؛ عيسى ، 4 185 . نيز قس . شمارهء 426 . نام عربى به معناى « درخت پشه » است . ( 2 ) . بهق ( Vitiligo alba ) ؛ برخىها مىپندارند كه اين morphaea است . دربارهء اين بيمارى نك . ابن سينا ، IV ، 543 . ( 3 ) . به نظر مىرسد كه اين عنوان به‌طور كامل به مؤلّف فارسى تعلق داشته باشد ، زيرا غير از خاصيت